حسین رمضانی خردمردی
در پست برق بيرون شهر هرات در غرب افغانستان، صدای بلند ارتعاش عبور جريان برق شنيده می شود؛ برقی که از ايران می آيد.
برق در هرات بيشتر از مصرف شهر است. اما اين برق اضافی در شهرک صنعتی آن سوی جاده ای که پايگاه نظامی ناتو در آن قرار دارد به مصرف می رسد.
بطری های کوچک پلاستيکی محتوی نوشابه گازدار زرد رنگ روی تسمه نقاله حرکت می کند، برچسب می خورد و بسته بندی می شود. طراحی ساختمان آشکارا ايرانی است و مارکهای روی ماشين آلات به خوبی نشان می هد که کدام کشور به بازرگانان افغان کمک کرده است.
شترهايی که در محوطه می چرند، از جاده آسفالته ای که يکی از بهترين راههای افغانستان است و 120 کيلومتر امتداد دارد عبور می کنند.
ایران قصد دارد بزودی از طریق راه آهن، افغانستان را به اروپا وصل کند.
"هم سرنوشتی"
محمد رضا بهرامی سفير ايران در افغانستان می گويد: "ما از کمک دهندگان اصلی به افغانستان هستيم."
او می افزاید: "ما اعتقاد داريم که کل جامعه جهانی دارای يک سرنوشت است. ما با افغانستان دارای سرنوشت مشترکيم."
ايران همواره با غرب افغانستان پيوندهای محکمی داشته است. ميليونها دلار صرف بهترين اقدامات زيربنايی در همه شهرهای اين منطقه شده است.
مرزبانان در حاليکه وانتهای نو سبز رنگ شان در جاده پر دست اندازی مرزی به پيش می رود صورتهای شان را می پوشانند تا از گرد و خاک خفه کننده در امان بمانند.
مرز صدها کيلومتر امتداد دارد. خودروهای پلیس افغان را آمريکايی ها برای شان خريده اند و پايگاههای آمريکايی در طول مرز يکی بعد از ديگری ساخته می شود.
با وجود روابط شکننده ميان ايران و آمريکا، دليل بسيار بزرگتری برای مبارزه بر سر کسب نفوذ در افغانستان وجود دارد: ترياک افغانستان که از طريق فاصله ميان برجکهای نگهبانی قاچاق می شود تا هم به معتادان ايرانی برسد و هم از آنجا به اروپا قاچاق شود که این امر با حضور نیروهای پرتعداد غربی بویژه آمریکایی و انگلیسی که به پیشرفته ترین امکانات تسلیحاتی و مخابراتی و ماهواره ای مجهزند، جای سوال است.
با این که نیروهای غربی حضور خود در افغانستان را به بهانه تلاش برای برقراری امنیت در آن کشور توجیه می کنند، در حال حاضر هيچ نقطه ای از افغانستان از حمله ستيزه جويانی که در دهه ۹۰ توسط خود آنان پرورش یافته اند، در امان نيست. بمب های کنارجاده ای و بمب های عاملان عمليات انتحاری دست پرورده امرکیا و انگلیس مزور سربازان و پاسبانان افغان و حتی زنان و کودکان بی گناه افغانی را در هر گوشه افغانستان از قندهار تا کندوز و از بدخشان تا هرات به خاک و خون می کشد.
مسجد جامع هرات
شهر زيبا و باستانی هرات با قلعه عظيم و مناره های خشت و گلی مشهورش که روزگاری نماد یکی از بزرگترین تمدن های عصر خویش بود، تاريخی چند لايه از تلاش ابرقدرت های زمانه برای گسترش حوزه نفوذ جهانی و رسيدن به بلندپروازی های شان را پشت سر گذاشته و تاوان رسیدن به آن شده است.
اسکندر کبير و چنگيزخان به اينجا آمده اند. انگليسی ها در سال 1850 و در اوج اقتدار برای حفظ مستعمره هند افغانستان را از ایران جدا کرده و بدون آن که مانند هند ریل و کارخانه نساجی و ... در آن ایجاد کند با حفظ آن به عنوان میدان خالی و حد فاصله بین هند و روسیه آن را تا زمان اشغال توسط شوروی عقب نگاه داشت و الان نیز از این دستاورد تاریخی خود سود می برد.
'بازی طولانی استراتژيک'
همه قدرت ها سرگرم بازی دیپلماتیک در افغانستان هستند، حتی انگليسی ها که با اشغال افغانستان و سپر بلا کردن آن در مقابل روس ها نقش مهمی در عقب ماندگی تاریخی این کشور و اوضاع اسق بار فعلی دارند، اروپايی ها و آمريکايی ها همه برای گسترش نفوذ خود در اينجا مشغول فعالیت های مختلف اقتصادی و نظامی و سیاسی و .... هستند و چون جان مردم افغانستان به اندازه نفت برایشان اهمیت ندارد با نگه داشتن اسامه بن لادن و طالبان بازی تاریخی خو (تفرقه بینداز و حکومت کن) را ادامه می دهند.
