تبليغاتX
اتحادیه کشورهای وارث تمدن ایرانی به نام الله، خالق هستی، یزدان پاک اتحادیه «کشورهای مستقل وارث فرهنگ و تمدن ایرانی» طرحی است برای همگرایی منطقه ای بین کشورهای ایران، افغانستان،تاجیکستان، آذربایجان، ازبکستان، گرجستان ارمنستان،قزاقستان، قرقیزستان،ترکمنستان و پاکستان؛ کشورهایی که قرن ها تاریخ و فرهنگ مشترک داشته اند. همگرایی و اتحاد برای آینده ای بهتر

اتحادیه کشورهای وارث تمدن ایرانی

طرحی برای تشکیل اتحادیه کشورهای مستقل وارث تمدن ایرانی

سه سال است كه قرن بيستم با تمام تحولات سياسي ـ اجتماعي، اقتصادي، علمي ـ فرهنگي و نظامي ويژه خود گذشت. قرن بيستم براي دولتهاي ملي ـ كه بسياري از آنان سالها تحت استعمار بوده است و علاوه بر استعمار، لطمات جبران ناپذيري نيز از جنگ جهاني اول و دوم ديده اند ـ شرايط و مقتضيات خاص داخلي، منطقه اي و بين الملل را به همراه آورد كه مهمترين آنها، همكاريهاي گسترده تر بين دولتها بود. ضرورت اين همكاري باعث همگرايي و به وجود آمدن اتحاديه هاي مختلف سياسي ـ اقتصادي و حتي نظامي شد كه موفق ترين آنها را بايد اتحاديه اروپا دانست. روند همگرايي اروپا كه از سالهاي پس از جنگ جهاني دوم و دقيقاً پس از تقسيم اروپا به دو بلوك شرقي و غربي و با همكاري در زمينه صادرات زغال سنگ، بين چند كشور بلوك غربي اروپا آغاز شد، در پايان اين قرن به تشكيل اتحاديه اروپا، با پارلمان واحد، پول واحد و... (و حتي تصويب ارتش دفاعي اروپا در چند روز اخير) انجاميد. موفقيتهاي اين اتحاديه، الهام بخش همكاريهاي بيشتر سازمانها و اتحاديه هاي ديگر شد كه از جمله اتحاديه عرب و آسه آن نيز ايجاد پول واحد را در دستور كار خود قرار دادند.
از جمله اتحاديه هايي كه ايران در آن عضويت دارد، «اكو» است كه قبل از انقلاب اسلامي با عضويت سه كشور ايران، پاكستان و تركيه تشكيل شد و پس از استقلال جمهوري هاي آسياي مركزي و روي كار آمدن دولت مستقل در افغانستان تعداد اعضاي آن به ۱۰ كشور رسيد.

عليرغم افزايش كمي اعضا، همكاري در چارچوب اين اتحاديه از سطح كيفي خوبي برخوردار نبود؛ زيرا در چارچوب اين اتحاديه عدم سنخيتهاي سياسي ـ فرهنگي به ويژه رقابتهاي سياسي بين تركيه و ايران ( از جمله در قفقاز كه مبتني بر سكولاريسم و رؤياي پان تركيسم حاكم بر زمامداران تركيه است) از يك سو، و ايران و پاكستان ( بويژه در افغانستان بعد از آزادي) از سوي ديگر، هر گونه همكاري اقتصادي را تحت الشعاع قرار داده است. سازمان كنفرانس اسلامي نيز به دليل «وسعت زياد» نمي تواند چارچوب مناسبي براي «همكاري كوتاه مدت و ميان مدت مبتني بر منافع ملي و حتي اسلامي باشد؛ بنابراين همگرايي سياسي، اقتصادي و فرهنگي ايران بويژه با كشورهاي همسايه كه مبتني بر تاريخ و فرهنگ و تمدن مشترك باشد، ضرورت مي يابد؛ از جمله اين كشورها كه سابقه تاريخي ـ فرهنگي مشتركي نيز با ما دارند، مي توان ازجمهوري آذربايجان، افغانستان، تاجيكستان، تركمنستان و ازبكستان نام برد.

همگرايي ايران با كشورهاي فوق به دلايل زير معقول به نظر مي رسد:

از نظر تاريخي، همه كشورهاي پيرامون ايران ( به جز تركيه) تاريخ مشتركي طولاني و وابسته به تمدن و فرهنگ «ايران قديم» دارند؛ جمهوري آذربايجان، افغانستان، تاجيكستان، تركمنستان، اربكستان، ارمنستان، گرجستان و حتي پاكستان و عراق جزيي از تاريخ تمدن و فرهنگ عظيم ايران قديم بوده اند و سهم قابل توجهي در شكل گيري و رونق آن داشته اند. فرهنگ و تمدن ايران قديم بدون رودكي، ابوعلي سينا و بلخ، بدون نظامي گنجوي و گنجه، بدون غزنويان و هرات و قندهار، بدون ابراهيم ادهم، سمرقند و بخارا؛ بدون مرو و لاهور، نجف و كربلا، و كردان غيور خطه عراق و بدون بسياري ديگر از عناصر ديگر خود كه در حال حاضر در خارج از چارچوب سياسي ـ جغرافيايي فعلي كشور ايران قرار دارند، معنا و مفهومي ندارد؛ همان گونه كه كشورهاي فوق نيز به اين سهم خود در تاريخ و تمدن و فرهنگ ايران قديم واقف بوده اند و با انكار آن هويتي راستين نخواهند داشت.

از نظر موقعيت جغرافيايي و شرايط اقتصادي نيز ايران و كشورهاي پيرامون، مكمل يكديگر محسوب مي شوند؛ انحصار كشورهاي افغانستان، تاجيكستان، ازبكستان، ارمنستان و تا حدودي (تركمنستان و جمهوري آذربايجان) در خشكي و موقعيت منحصر به فرد ايران در ژئو پوليتيك منطقه، آينده اين كشورها را نيز همچون گذشته به هم پيوند زده است. بنابراين، مي توان گفت تنها مسأله اي كه باعث شد از بدو برقراري آرامش نسبي در افغانستان و سپس استقلال جمهوري هاي آسياي مركزي و قفقاز، اين همگرايي به مرز عينيت نزديك نشود، گرايش رهبران اين كشورها به سوي چارچوبهاي صرفاً اسلامي (بويژه از سوي رهبران ايران) و يا تمدن غرب و اروپا (اكثراً از سوي كشورهاي آسياي مركزي و قفقاز) بود.

اينك و پس از گذشت سالها كه براي بسياري از ناظران و صاحب نظران سياسي روشن شد كه اتحاديه اروپا مرزي به نام دين اسلام براي خود قائل است و «اتحاديه عرب» چيزي جدا و فروتر از سازمان كنفرانس اسلامي بوده و حريم عربي اي كه آن اتحاديه براي خود قائل است، كاملاً معقول، منطقي و لازم است ما نيز از تكروي سياسي ـ اقتصادي دست بر داريم و با محور قرار دادن «فرهنگ و تمدن ايران قديم» همگرايي و همكاري گسترده تري را با همسنخهاي فرهنگي و هم پيوندهاي اقتصادي خود آغاز كنيم؛ همگرايي اي كه در راستاي تأمين «منافع ملي» و حفظ «استقلال و تماميت ارضي» همه كشورهاي همگرا، در سطحي پايين تر از سازمان كنفرانس اسلامي و همسو با منافع جهان اسلام خواهد بود؛ همگرايي در «اتحاديه كشورهاي مستقل وارث تمدن ايراني».

به عنوان طرحي اوليه ـ كه لازم است از سوي صاحب نظران و كارشناسان ملي همه كشورها بويژه ايران مورد بررسي و كنكاش بيشتر قرار گيرد ـ نگارنده پيشنهاد مي كند كه اتحاديه فوق با شركت كشورهاي: ايران، جمهوري آذربايجان، افغانستان، تاجيكستان، اربكستان، تركمنستان، پاكستان، ارمنستان، گرجستان، عراق و بحرين و در راستاي اهداف زير تشكيل شود:

۱ـ تحقيق و پژوهش در باره تاريخ و پيشينه سياسي، فرهنگي و علمي كشورهاي عضو؛ در راستاي شناخت سهم هر يك از كشورها در «تمدن و فرهنگ ايران قديم»؛

۲ـ گسترش و تعميق همكاريهاي اقتصادي بين كشورهاي عضو؛ با هدف ايجاد بازار آزاد اقتصادي بين كشورهاي عضو اتحاديه و تشكيل منطقه يكپارچه اقتصادي؛

۳ـ سرمايه گذاريهاي مشترك در پروژه هاي اقتصادي ـ صنعتي داخل و خارج از اتحاديه؛

۴ـ زمينه سازي و تمهيد شرايط براي ايجاد «پول واحد» بين كشورهاي عضو اتحاديه؛

۵ ـ گسترش همكاري در زمينه هاي امنيتي و انتظامي و مبارزه با مواد مخدر و جرايم سازمان يافته بين المللي؛ با هدف كاهش ميزان جرم در كشورهاي عضو؛

۶ـ اطلاع رساني و آشنايي شهروندان كشورهاي عضو با فرهنگ و جاذبه هاي گردشگري هر يك از اعضا و تسهيل شرايط و امكانات براي مسافرتهاي سياحتي و زيارتي؛ با هدف گسترش صنعت توريسم و گردشگري بين كشورهاي عضو اتحاديه؛

۷ـ گسترش همكاريهاي علمي ـ دانشگاهي ميان كشورهاي عضو؛ با هدف احيا و استفاده بهينه از منابع و دستاوردهاي علمي و عملي دوران گذشته همه كشورهاي عضو؛

۸ـ همكاري كشورها در زمينه هاي مختلف فرهنگي؛ از جمله انتشار كتاب، ساخت فيلم و سريال، نوشتن فيلمنامه و... در موضوعات مربوط به تاريخ كشورها و سهم هر يك از آنان در «تمدن و فرهنگ ايراني»؛
۹ـ همكاريهاي آموزشي ـ اجتماعي براي ريشه كني بي سوادي در كشورهاي عضو؛

اميد است كه كارشناسان و صاحب نظران علمي همه كشورهاي مذكور اين موضوع را با جديت مورد بحث و تبادل نظر قرار دهند و سپس رهبران سياسي كشورها نيز بيش از اين، اين فرصت تاريخي را در جهت اعتلاي ملي از دست ندهند و به سوي تأمين هر چه بهتر و بيشتر منافع ملي ملتهايشان گام بردارند.

 

 http://www.iran-newspaper.com/1382/821002/html/attach%202.htm

+ نوشته شده در  جمعه هفتم اسفند 1383ساعت 9:0  توسط حسین رمضانی خردمردی  |